بخند

وبسایت تفریحی کـــولـاکــ91 | K o O l A k 9 1

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

عکس های خنده بازاری جدید

پنجشنبه 17 بهمن 1392

عکس های خنده بازاری جدید

عکس های خنده بازاری جدید

عکس های خنده بازی جدید

عکس های خنده بازاری جدید

ادامه دارد...

برای دیدن ادامه ی تصاویر خنده بازاری به ادامه ی مطلب بروید...

ادامه مطلب

مقایسه دختر و پسر ها در استفاده از عابر بانک!!

هههههههههههههههههههههههههههههههه


آقا پسر ها :
 
1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.
 
2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.
 
3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.
 
4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.
 
دختر خانم ها :
 
1- با ماشین میرن دم بانک.
 
2- به خودشون عطر میزنن.

و

برای دیدن ادامه ی متن به ادامه ی مطلب بروید...

نظر فراموش نشه...

ادامه مطلب

تفاوت شب قبل از امتحان در خوابگاه پسران و دختران

طنز


خوابـگاه دخــتـران ( شب )
 

سکـانس اول : (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)
 
شبنم :ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!
 
لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
 
شبنم : بگـو ببـینم چی شـده؟
 
لالـه : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
 
 
 

شبنم : (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟
 
لالـه : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!
 
شبنم : عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.
 
لالـه : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!
 
(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
 
شبنم : چی شـده فرشــتـه؟!
 

برای دیدن ادامه ی متن به ادامه ی مطلب بروید...

نظر فراموش نشه...

ادامه مطلب