جوک های روز و زیبا

وبسایت تفریحی کـــولـاکــ91 | K o O l A l 9 1

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

جوک های روز و زیبا

چهارشنبه 29 شهريور 1391

جوک های روز و زیبا

برای دیدن این پست به ادامه ی مطلب بروید..

مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن،به مامانم گفتم :
خوب حال میکنیدا پسر به این ماهی دارید
چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن
بابام یه آخی کشید و با افسوس به مامانم گفت : چاییتو بخور….

::
::
نفرین نمیکنم …
خدا ازت بگذره …
بعدم دنده عقب بیاد از روت رد شه قشنگ له شی!!!!
::
::
یه تاکسی شخصی اومد مسافر بزنه بد تاکسی خطیه نزاشت
اومد بزور یارو رو برد تو ماشین خودش بد یه کم جلوتر تصادف کرد |:
کلـــــــید‌ اســــــــرار =))))
::
::
اگه کسی بهت گفت دوستت دارم
آروم بغلش کن ، نازش کن ، سرشو بذار روی شونت و یواش در گوشش بگو :
اونجایی که تو درس میخوندی ما مدیر مدرسه بودیم !
::
::
نصف عمرم در انتظار پر شدن تاکسی گذشت !
::
::
اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین :
>بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هسسی؟ د یالا لعنتی !
تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده.
البته در مورد سیلی پدر کاملا بی نتیجه بوده !
::
::
معلوم نیست این درس عبرت چند واحده لامصب!
تموم نمیشه…
::
::
بخاطر میخی نعلی افتاد.بخاطر نعلی اسبی افتاد
بخاطر اسبی سواری افتاد.بخاطر سواری جنگی شکست خورد
بخاطر شکستی مملکتی نابود شد
و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود…!!!
::
::
اگر دنیــــــا برعکس بود آدما عاشق نمی شدند
عاشقا آدم می شدند
::
::
به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل
میگه کامپیوترو روشن کنم ؟
گفتم نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن
از اونجا سعی کن به حول و قوه الهی وارد بشی )
::
::
تو کز محنت دیگران بی غمی
لذت زندگی رو تو داری میبری واقعا !
::
::
یه سوالی هست مدت هاست ذهن ِ منو مشغول کرده ..
من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد
اون روز اول …
چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟
::
::
خدایا این همه چاله انداختی توی زندگی ما
خب یه دونشو مینداختی رو لوپمون !
::
::
دماغتون رو بگیرید و سعی کنید برای ۵ ثانیه بگید «ممممممممم»
بعله یه همچین کارایی بلدم من !
::
::
استاد فیزیک ۲ ما یه استاد جا افتاده و تقریبا مسنی بود…
به ندرت شوخی میکرد ولی همه دوسش داشتن.
یه بار سرکلاس وسط درسش یه چیزی رو اشتباه گفت بنده خدا…
تا آخرای کلاس یه پسر بی مزه هی داشت نچ نچ میکرد می رفت رو مخ همه…
این شد که استاد موجه ما یهو برگشت با خونسردی تمام گفت:
کیه داره باباشو صدا میکنه؟؟؟ )
::
::
عزیزم علاوه براینکه جات خالی نیست
سر اینکه کی جات بیاد دعواست )
::
::
رفیق : این همسرته ؟
پسر : نه
رفیق : پس کیه ؟
پسر : زندگیمه !
::
::
همیشه یادت باشه ، اگه گدا دیدی
هیچوقت تو دلت نگو راست میگه یا دروغ…بدم یا ندم…آدم خوبیه یا بدیه
چشماتو ببند و کمکش کن تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا
خدام تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه
چشماشو ببنده و بهت بده

::

::


ما بچه بودبم دمپایی کهنه میدادیم جوجه رنگی میگرفتیم، الان کفش نو بدیم تخم مرغم نمیدن !

::
::

ﺍﮔﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻦ ﻳﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻓﻘﻂ ﺗﺎﻳﭗ ﮐﻨﻴﻢ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺳﻌﯽ ﻧﻤﻴﮑﺮﺩﻥ ﺧﻄﻤﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﻪ…
ﻭﺍﻻ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺍﺍﺍ
::
::

نذری بردم دم خونه همسایه گفت صبر کن …
منم ۱۰ دیقه وایسادم خانم تشریف آورده دیدم ظرف یه بار مصرف رو شسته آورده !
::
::

گوشیم از بس زنگ نخورده قاطی کرده بدبخت !
همینجوری نشستیم یه دفعه خود به خود صفحش روشن میشه ولی هیچ اتفاقی نمیفته !
فکر کنم قولنج مولنج میشکونه واسه خودش !
::
::
بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست وقتی میرم بیرون از یه ساعتی به بعد هی زنگ میزنه میگه میدونی ساعت چنده ؟؟؟
::
::
اگه دیدین یه پسر سینه سپر کرده و سرشو بالا گرفته و زبونشو در آورده تعجب نکنید !
داره زیپه شلوارشو میکشه بالا…
::
::
فامیل کسی است که فقط در مراسم ترحیم و عروسی یافت می شود و بعد از بقل و ماچ و بوسه فراوان ، با اظهار شگفتی زیاد ، بهمون بگه:
واااای !! تو چقدر بزرگ شدی !!
::
::
دلگیرم از مرغهایی که دانه خوردنشان پیش ما بود و حال برای دیگران تخم میگذارنداما میدانم روزی بوی کباب شدنشان به مشامم میرسد !
خروس دکتر شریعتی
::
::
ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﯽ ﺩﻭﺳﯿﻢ ﮐﺎﺭﺗﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﯿﮑﺎﺭ می ﺷﺪﻡ ﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩم ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ: ﺳﻼﻡ ﺟﯿﮕﺮﻡ ﺧﻮﺑﯽ؟ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻭﺱ ﻣﯿﺸﯽ؟
ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ یکی ﺳﯿﻤﻢ ﻫﯽ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ : U ؟؟؟
ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﺍﺩ… روحم شاد و یادم گرامی !
::
::
میخوام بدونم شما هم مثل من بعد از عمری که می خواین کمدتونو مرتب کنین اول با حوصله و عشق تک تک وسایلتونو با احترام ناز می کنین میارین بیرون بعد آخرا که حوصلتون سر رفت وحشیانه همه رو با لگد فرو می کنین تو کمد آخرش می بینین کمدتون بی نظم تر از اولش شد ؟
::
::
بودن یا نبودن مساله‌ای نیست ! مساله اینه که وقتی هستی روی اعصاب نباشی !
::
::
فقط تو ایرانه که هر کی میمیره فردا شبش کل فامیل خوابشو میبینن که تو یه باغ پرگل با یه لباس سفید بوده و گفته من جام خوبه …
::
::
اون روزی که مادر پدرا بفهمن دیگه لازم نیست وقتی با خارج حرف میزنن پای تلفن داد بزنن ، اون روز روز عید جوانه های بهاریه …
::
::
تو خونه یه پشه داریم دیگه مقیم شده، از خودمونه …
امروز که اتاقم رو بعد از چند ماه مرتب کردم دیدمش از در اتاق اومد تو، بعد نشناخت، فک کرد اشتباهی اومده رفتش بیرون !
::
::
اگر دیدی توی آرایشگاه آرایشگره زیاد داره رو سرتون کار میکنه اصلا فکر نکن دوستت داره یا واسش خیلی مهمی فقط بدون گند زده تو سرت نمیدونه چجوری باید جمعش کنه !
::
::
شانس، زنگ در بقیه رو میزنه با کله میره تو؛ به ما که میرسه زنگ میزنه فرار میکنه …
::
::
ابتدایی که بودم همیشه سرم رو با ماشین صفر میزدن یادمه یکی از بزرگترین هدفای زندگیم این بود که زود‌تر بزرگ بشم و موهام بزارم بلند شه ! الان هم که خیر سرم بزرگ شدم دست طبیعت داره کچلم میکنه !
::
::
شما یادتون نمیاد اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !
::
::
وقتی میخوایم اتاقمونو تمیز کنیم :
۵% واقعاً در حال تمیز کردنیم !
۱۰% فقط غر میزنیم که مجبور شدیم اتاقو تمیز کنیم !
۱۰% به غلط کردن میوفتیم که اصن چرا این تصمیمو گرفتیم !
۷۵%م با وسایلی که از زیر تخت و کمد پیدا کردیم و خیلی وقت پیشا گمشون کرده بودیم مشغول میشیم !
::
::
پسرا قبل ازدواج همه زورشونو میزنن نشون بدن پولدارن !
بعد از ازدواج دو برابر همین زور رو میزنن نشون بدن آه در بساط ندارن …
::
::
در فامیل ما هر جا سخن از انحراف است ، نام زیبای من میدرخشد !
::
::
هروقت دره این یخچال لامصب رو باز میکنیم خالیه، حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک تو یخچال جا بدیم باید یک ساعت پازل حل کنیم با محتویات تا بتونیم جاش بدیم …
::
::
اگه دقت کنید توی هر جنگ و درگیری همه دلشون به حال “زنان و کودکانی که در بین کشته شده ها دیده میشوند” میسوزه، آیا مردا آدم نیستن ؟
::
::

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯿﺎ ﻣﯿﺴﻮﺯﻩ…
ﺩﺍﺭﻥ ﯾﻪ ﺟﺮﯾﺎﻧﯿﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺟﻠﻮﯾﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ، ﺟﺎﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﯾﻬﻮ ﻣﺴﺎﻓﺮِ ﻣﯿﮕﻪ : “ﺁقا ﻣﺮﺳﯽ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻢ”
یکی نیست به اینا بگه چرا با احساسات مردم بازی می کنید !
::
::
من میرم درس بخونم اگه برنگشتم به پدر و مادرم بگید تا آخرین خونی که تو رگاش بود ادای درس خوندن در می آورد !
::
::
نمیدونم چرا ولی وقتی گوشی موبایلم میفته حس میکنم یه نوزاد رو انداختم زمین …
::
::
خواستم بهت بگم آدم شو اما دلم نیومد تو شرایط سخت قرار بگیری !
::
::
خدایا یا پول بده یا اگه پول ندادی عقل درستو حسابی هم نده که شاد باشیم حداقل !
::
::
من رفیقامو هیچ وقت نفروختم چون اکثرشون دو زار نمی ارزیدن !
::
::
یه آدمایی هستن نه میشه درکشون کرد نه میشه ردشون کرد !
همینطوری تو زندگیتن … زل میزنن به آرامشت … !

 

 

کپی برداری از این مطلب فقط با درج نام و لینک منبع(کولاک91)مجاز می باشد..

نظر فراموش نشه...

لایک فراموش نشه../

 

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی